X
تبلیغات
رایتل

از میلاد تا معراج

شهید مجتبی آدینه وند

سه‌شنبه 20 فروردین 1392 ساعت 17:13

قلم رسا و پرمحتوا


به گفته: آقای سیاهپوش (شوهر خواهر مجتبی(


خداوند یک لطف ویژه ای که به شهید مجتبی  کرده بود این بود که علاقه زیادی به مسائل مذهبی ودینی داشت. مجتبی در حوزه علمیه ای که در کوهدشت بود پیش  آقای مروجی وپسرایشان حاج آقا احمد مبلغی درس می خوند وخیلی علاقمند به مسجد بود ونمازهاشو از همان بچگی درمسجد می خوند 

یادم میاد تقریباً یکسال قبل ازشهادتش یکبار که از جبهه اومده بود ، هنوز شام نخورده بودیم ، که می خواست بره مسجد نماز بخونه . شام ما حاضر بود ،من بهش گفتم این بار به گردن من . تو خونه نمازت روبخون که شامت روهم بخوری،مجتبی گفت نه شام من روبگذارید باشه وبعد رفت مسجد وبرگشت اونوقت شام خورد.

کلاً پسرآرام و کم حرفی بود. طوری که اگه کسی شناختی ازایشان نداشت فکرمی کرد که معلومات زیادی نداره، ولی وقتی نوشته ها وسخنرانی هاشو می خوندی وگوش می کردی متوجه فهم بالای شهید می شدی. شهید مجتبی فهم بالا وهمچنین بیان خوبی هم داشت.

یک بار درمراسم یکی ازشهدا درآباده شیراز بچه ها میگفتند با وجود اینکه وقت کمی به شروع مراسم چهلم شهید احمد گلزاری مونده بود،به مجتبی گفتیم یک مطلبی روآماده کن تا درمراسم شهید گلزاری بخونی . با وجود اینکه وقت خیلی کمی داشت ولی مطلب بسیار زیبایی رونوشت وخودش هم خوند که متاسفانه نوار صدای ایشون دراون مراسم مدت هاست مفقود شده. خدا می دونه من با اینکه دامادشون بودم و سال ها با هم زندگی کردیم نمیدونستم که قلم مجتبی اینقدر رسا، پرمحتوا، زیبا وعمیق بود.

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.